header
با ما تماس بگیرید
شبکه های اجتماعی
براي جستجو، عبارت مورد نظر خود را وارد کنيد
به وب سایت توجیهی خوش آمدید ...امروز : سه شنبه 4 تیر 1398

بسم الله الرحمن الرحیم

وب سایت توجیهی دات کام این افتخار را دارد که با همکاری جمع بزرگی از مشاورین و مهندسین خبره، طرح های توجیهی مورد نیاز جهت اخذ تسهیلات بانکی و شروع به فعالیت های اقتصادی را در اسرع وقت در اختیار متقاضیان قرار داده و مرحله به مرحله تا اخذ تسهیلات بانکی و شروع به کار.... متقاضیان را همراهی نموده است.
راهنما
«تمامی كالاها و خدمات این فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و فعالیت‌های این سایت تابعقوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.»

تبلیغات

طراحی و نقاشی



کمک به سیلزدگان کشور


50 درصد تخفیف

50 درصد تخفیف

فایل های رایگان توجیهی

50 درصد تخفیف

سروش

متن و ترجمه جزء هجده قرآن مجید

0

متن و ترجمه جزء هجده قرآن مجید

قرآن

 

سوره ۲۳: المؤمنون
به نام خداوند رحمتگر مهربان
به راستى که مؤمنان رستگار شدند (۱)
همانان که در نمازشان فروتنند (۲)
و آنان که از بیهوده رویگردانند (۳)
و آنان که زکات مى‏پردازند (۴)
و کسانى که پاکدامنند (۵)
مگر در مورد همسرانشان یا کنیزانى که به دست آورده‏اند که در این صورت بر آنان نکوهشى نیست (۶)
پس هر که فراتر از این جوید آنان از حد درگذرندگانند (۷)
و آنان که امانتها و پیمان خود را رعایت مى‏کنند (۸)
و آنان که بر نمازهایشان مواظبت مى‏نمایند (۹)
آنانند که خود وارثانند (۱۰)
همانان که بهشت را به ارث مى‏برند و در آنجا جاودان مى‏مانند (۱۱)
و به یقین انسان را از عصاره‏اى از گل آفریدیم (۱۲)
سپس او را [به صورت] نطفه‏اى در جایگاهى استوار قرار دادیم (۱۳)
آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوانهایى ساختیم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانیدیم آنگاه [جنین را در] آفرینشى دیگر پدید آوردیم آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است (۱۴)
بعد از این [مراحل] قطعا خواهید مرد (۱۵)
آنگاه شما در روز رستاخیز برانگیخته خواهید شد (۱۶)
و به راستى [ما] بالاى سر شما هفت راه [آسمانى] آفریدیم و از [کار] آفرینش غافل نبوده‏ایم (۱۷)
و از آسمان آبى به اندازه [معین] فرود آوردیم و آن را در زمین جاى دادیم و ما براى از بین بردن آن مسلما تواناییم (۱۸)
پس براى شما به وسیله آن باغهایى از درختان خرما و انگور پدیدار کردیم که در آنها براى شما میوه‏هاى فراوان است و از آنها مى‏خورید (۱۹)
و از طور سینا درختى برمى‏آید که روغن و نان خورشى براى خورندگان است (۲۰)
و البته براى شما در دامها[ى گله درس] عبرتى است از [شیرى] که در شکم آنهاست به شما مى‏نوشانیم و براى شما در آنها سودهاى فراوان است و از آنها مى‏خورید (۲۱)
و بر آنها و بر کشتیها سوار مى‏شوید (۲۲)
و به یقین نوح را به سوى قومش فرستادیم پس [به آنان] گفت اى قوم من خدا را بپرستید شما را جز او خدایى نیست مگر پروا ندارید (۲۳)
و اشراف قومش که کافر بودند گفتند این [مرد] جز بشرى چون شما نیست مى‏خواهد بر شما برترى جوید و اگر خدا مى‏خواست قطعا فرشتگانى مى‏فرستاد [ما]در میان پدران نخستین خود چنین [چیزى] نشنیده‏ایم (۲۴)
او نیست جز مردى که در وى [حال] جنون است پس تا چندى در باره‏اش دست نگاه دارید (۲۵)
[نوح] گفت پروردگارا از آن روى که دروغزنم خواندند مرا یارى کن (۲۶)
پس به او وحى کردیم که زیر نظر ما و [به] وحى ما کشتى را بساز و چون فرمان ما دررسید و تنور به فوران آمد پس در آن از هر نوع [حیوانى] دو تا [یکى نر و دیگرى ماده] با خانواده‏ات بجز کسى از آنان که حکم [عذاب ] بر او پیشى گرفته است وارد کن در باره کسانى که ظلم کرده‏اند با من سخن مگوى زیرا آنها غرق خواهند شد (۲۷)
و چون تو با آنان که همراه تواند بر کشتى نشستى بگو ستایش خدایى را که ما را از [چنگ] گروه ظالمان رهانید (۲۸)
و بگو پروردگارا مرا در جایى پربرکت فرود آور [که] تو نیکترین مهمان‏نوازانى (۲۹)
در حقیقت در این [ماجرا] عبرتهایى است و قطعا ما آزمایش‏کننده بودیم (۳۰)
سپس بعد از آنان نسل[هایى] دیگر پدید آوردیم (۳۱)
و در میانشان پیامبرى از خودشان روانه کردیم که خدا را بپرستید جز او براى شما معبودى نیست آیا سر پرهیزگارى ندارید (۳۲)
و اشراف قومش که کافر شده و دیدار آخرت را دروغ پنداشته بودند و در زندگى دنیا آنان را مرفه ساخته بودیم گفتند این [مرد] جز بشرى چون شما نیست از آنچه مى‏خورید مى‏خورد و از آنچه مى‏نوشید مى‏نوشد (۳۳)
و اگر بشرى مثل خودتان را اطاعت کنید در آن صورت قطعا زیانکار خواهید بود (۳۴)
آیا به شما وعده مى‏دهد که وقتى مردید و خاک و استخوان شدید [باز] شما [از گور زنده] بیرون آورده مى‏شوید (۳۵)
وه چه دور است آنچه که وعده داده مى‏شوید (۳۶)
جز این زندگانى دنیاى ما چیزى نیست مى‏میریم و زندگى مى‏کنیم و دیگر برانگیخته نخواهیم شد (۳۷)
او جز مردى که بر خدا دروغ مى‏بندد نیست و ما به او اعتقاد نداریم (۳۸)
گفت پروردگارا از آن روى که مرا دروغزن خواندند یاریم کن (۳۹)
فرمود به زودى سخت پشیمان خواهند شد (۴۰)
پس فریاد [مرگبار] آنان را به حق فرو گرفت و آنها را [چون] خاشاکى که بر آب افتد گردانیدیم دور باد [از رحمت‏خدا] گروه ستمکاران (۴۱)
آنگاه پس از آنان نسلهاى دیگرى پدید آوردیم (۴۲)
هیچ امتى نه از اجل خود پیشى مى‏گیرد و نه باز پس مى‏ماند (۴۳)
باز فرستادگان خود را پیاپى روانه کردیم هر بار براى [هدایت] امتى پیامبرش آمد او را تکذیب کردند پس [ما امتهاى سرکش را] یکى پس از دیگرى آوردیم و آنها را مایه عبرت [و زبانزد مردم] گردانیدیم دور باد [از رحمت‏خدا] مردمى که ایمان نمى‏آورند (۴۴)
سپس موسى و برادرش هارون را با آیات خود و حجتى آشکار فرستادیم (۴۵)
به سوى فرعون و سران [قوم] او ولى تکبر نمودند و مردمى گردنکش بودند (۴۶)
پس گفتند آیا به دو بشر که مثل خود ما هستند و طایفه آنها بندگان ما مى‏باشند ایمان بیاوریم (۴۷)
در نتیجه آن دو را دروغزن خواندند پس از زمره هلاک‏شدگان گشتند (۴۸)
و به یقین ما به موسى کتاب [آسمانى] دادیم باشد که آنان به راه راست روند (۴۹)
و پسر مریم و مادرش را نشانه‏اى گردانیدیم و آن دو را در سرزمین بلندى که جاى زیست و [داراى] آب زلال بود جاى دادیم (۵۰)
اى پیامبران از چیزهاى پاکیزه بخورید و کار شایسته کنید که من به آنچه انجام مى‏دهید دانایم (۵۱)
و در حقیقت این امت‏شماست که امتى یگانه است و من پروردگار شمایم پس‏از من پروا دارید (۵۲)
تا کار [دین]شان را میان خود قطعه قطعه کردند [و] دسته دسته شدند هر دسته‏اى به آنچه نزدشان بود دل خوش کردند (۵۳)
پس آنها را در ورطه گمراهى‏شان تا چندى واگذار (۵۴)
آیا مى‏پندارند که آنچه از مال و پسران که بدیشان مدد مى‏دهیم (۵۵)
[از آن روى است که] مى‏خواهیم به سودشان در خیرات شتاب ورزیم [نه] بلکه نمى‏فهمند (۵۶)
در حقیقت کسانى که از بیم پروردگارشان هراسانند (۵۷)
و کسانى که به نشانه‏هاى پروردگارشان ایمان مى‏آورند (۵۸)
و آنان که به پروردگارشان شرک نمى‏آورند (۵۹)
و کسانى که آنچه را دادند [در راه خدا] مى‏دهند در حالى که دلهایشان ترسان است [و مى‏دانند] که به سوى پروردگارشان بازخواهند گشت (۶۰)
آنانند که در کارهاى نیک شتاب مى‏ورزند و آنانند که در انجام آنها سبقت مى‏جویند (۶۱)
و هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمى‏کنیم و نزد ما کتابى است که به حق سخن مى‏گوید و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت (۶۲)
[نه] بلکه دلهاى آنان از این [حقیقت] در غفلت است و آنان غیر از این [گناهان] کردارهایى [دیگر] دارند که به انجام آن مبادرت مى‏ورزند (۶۳)
تا وقتى خوشگذرانان آنها را به عذاب گرفتار ساختیم بناگاه به زارى درمى‏آیند (۶۴)
امروز زارى مکنید که قطعا شما از جانب ما یارى نخواهید شد (۶۵)
در حقیقت آیات من بر شما خوانده مى‏شد و شما بودید که همواره به قهقرا مى‏رفتید (۶۶)
در حالى که از [پذیرفتن] آن تکبر مى‏ورزیدید و شب هنگام [در محافل خود] بدگویى مى‏کردید (۶۷)
آیا در [عظمت] این سخن نیندیشیده‏اند یا چیزى براى آنان آمده که براى پدران پیشین آنها نیامده است (۶۸)
یا پیامبر خود را [درست] نشناخته و [لذا] به انکار او پرداخته‏اند (۶۹)
یا مى‏گویند او جنونى دارد [نه] بلکه [او] حق را براى ایشان آورده و[لى] بیشترشان حقیقت را خوش ندارند (۷۰)
و اگر حق از هوسهاى آنها پیروى مى‏کرد قطعا آسمانها و زمین و هر که در آنهاست تباه مى‏شد [نه] بلکه یادنامه‏شان را به آنان داده‏ایم ولى آنها از [پیروى] یادنامه خود رویگردانند (۷۱)
یا از ایشان مزدى مطالبه مى‏کنى و مزد پروردگارت بهتر است و اوست که بهترین روزى‏دهندگان است (۷۲)
و در حقیقت این تویى که جدا آنها را به راه راست مى‏خوانى (۷۳)
و به راستى کسانى که به آخرت ایمان ندارند از راه [درست] سخت منحرفند (۷۴)
و اگر ایشان را ببخشاییم و آنچه از صدمه بر آنان [وارد آمده] است برطرف کنیم در طغیان خود کوردلانه اصرار مى‏ورزند (۷۵)
و به راستى ایشان را به عذاب گرفتار کردیم و[لى] نسبت به پروردگارشان فروتنى نکردند و به زارى درنیامدند (۷۶)
تا وقتى که درى از عذاب دردناک بر آنان گشودیم بناگاه ایشان در آن [حال] نومید شدند (۷۷)
و اوست آن کس که براى شما گوش و چشم و دل پدید آورد چه اندک سپاسگزارید (۷۸)
و اوست آن کس که شما را در زمین پدید آورد و به سوى اوست که گرد آورده خواهید شد (۷۹)
و اوست آن کس که زنده مى‏کند و مى‏میراند و اختلاف شب و روز از اوست مگر نمى‏اندیشید (۸۰)
[نه] بلکه آنان [نیز] مثل آنچه پیشینیان گفته بودند گفتند (۸۱)
گفتند آیا چون بمیریم و خاک و استخوان شویم آیا واقعا باز ما زنده خواهیم شد (۸۲)
درست همین را قبلا به ما و پدرانمان وعده دادند این جز افسانه‏هاى پیشینیان [چیزى] نیست (۸۳)
بگو اگر مى‏دانید [بگویید] زمین و هر که در آن است به چه کسى تعلق دارد (۸۴)
خواهند گفت به خدا بگو آیا عبرت نمى‏گیرید (۸۵)
بگو پروردگار آسمانهاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ کیست (۸۶)
خواهند گفت‏خدا بگو آیا پرهیزگارى نمى‏کنید (۸۷)
بگو فرمانروایى هر چیزى به دست کیست و اگر مى‏دانید [کیست آنکه] او پناه مى‏دهد و در پناه کسى نمى‏رود (۸۸)
خواهند گفت‏خدا بگو پس چگونه دستخوش افسون شده‏اید (۸۹)
[نه] بلکه حقیقت را بر ایشان آوردیم و قطعا آنان دروغگویند (۹۰)
خدا فرزندى اختیار نکرده و با او معبودى [دیگر] نیست و اگر جز این بودقطعا هر خدایى آنچه را آفریده [بود] باخود مى‏برد و حتما بعضى از آنان بر بعضى دیگر تفوق مى‏جستند منزه است‏خدا از آنچه وصف مى‏کنند (۹۱)
داناى نهان و آشکار و برتر است از آنچه [با او] شریک مى‏گردانند (۹۲)
بگو پروردگارا اگر آنچه را که [از عذاب] به آنان وعده داده شده است به من نشان دهى (۹۳)
پروردگارا پس مرا در میان قوم ستمکار قرار مده (۹۴)
و به راستى که ما تواناییم که آنچه را به آنان وعده داده‏ایم بر تو بنمایانیم (۹۵)
بدى را به شیوه‏اى نیکو دفع کن ما به آنچه وصف مى‏کنند داناتریم (۹۶)
و بگو پروردگارا از وسوسه‏هاى شیطانها به تو پناه مى‏برم (۹۷)
و پروردگارا از اینکه [آنها] به پیش من حاضر شوند به تو پناه مى‏برم (۹۸)
تا آنگاه که مرگ یکى از ایشان فرا رسد مى‏گوید پروردگارا مرا بازگردانید (۹۹)
شاید من در آنچه وانهاده‏ام کار نیکى انجام دهم نه چنین است این سخنى است که او گوینده آن است و پشاپیش آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته خواهند شد (۱۰۰)
پس آنگاه که در صور دمیده شود [دیگر] میانشان نسبت‏خویشاوندى وجود ندارد و از [حال] یکدیگر نمى‏پرسند (۱۰۱)
پس کسانى که کفه میزان [اعمال] آنان سنگین باشد ایشان رستگارانند (۱۰۲)
و کسانى که کفه میزان [اعمال]شان سبک باشد آنان به خویشتن زیان زده [و] همیشه در جهنم مى‏مانند (۱۰۳)
آتش چهره آنها را مى‏سوزاند و آنان در آنجا ترش‏رویند (۱۰۴)
آیا آیات من بر شما خوانده نمى‏شد و [همواره] آن را مورد تکذیب قرار نمى‏دادید (۱۰۵)
مى‏گویند پروردگارا شقاوت ما بر ما چیره شد و ما مردمى گمراه بودیم (۱۰۶)
پروردگارا ما را از اینجا بیرون بر پس اگر باز هم [به بدى] برگشتیم در آن صورت ستمگر خواهیم بود (۱۰۷)
مى‏فرماید [بروید] در آن گم شوید و با من سخن مگویید (۱۰۸)
در حقیقت دسته‏اى از بندگان من بودند که مى‏گفتند پروردگارا ایمان آوردیم بر ما ببخشاى و به ما رحم کن [که] تو بهترین مهربانى (۱۰۹)
و شما آنان [=مؤمنان] را به ریشخند گرفتید تا [با این کار] یاد مرا از خاطرتان بردند و شما بر آنان مى‏خندیدید (۱۱۰)
من [هم] امروز به [پاس] آنکه صبر کردند بدانان پاداش دادم آرى ایشانند که رستگارانند (۱۱۱)
مى‏فرماید چه مدت به عدد سالها در زمین ماندید (۱۱۲)
مى‏گویند یک روز یا پاره‏اى از یک روز ماندیم از شما گران [خود] بپرس (۱۱۳)
مى‏فرماید جز اندکى درنگ نکردید کاش شما مى‏دانستید (۱۱۴)
آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده‏ایم و اینکه شما به سوى ما بازگردانیده نمى‏شوید (۱۱۵)
پس والاست‏خدا فرمانرواى برحق خدایى جز او نیست [اوست] پروردگار عرش گرانمایه (۱۱۶)
و هر کس با خدا معبود دیگرى بخواند براى آن برهانى نخواهد داشت و حسابش فقط با پروردگارش مى‏باشد در حقیقت کافران رستگار نمى‏شوند (۱۱۷)
و بگو پروردگارا ببخشاى و رحمت کن [که] تو بهترین بخشایندگانى (۱۱۸)

سوره ۲۴: النور
به نام خداوند رحمتگر مهربان
[این] سوره‏اى است که آن را نازل و آن را فرض گردانیدیم و در آن آیاتى روشن فرو فرستادیم باشد که شما پند پذیرید (۱)
به هر زن زناکار و مرد زناکارى صد تازیانه بزنید و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید در [کار] دین خدا نسبت به آن دو دلسوزى نکنید و باید گروهى از مؤمنان در کیفر آن دو حضور یابند (۲)
مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسرى نگیرد و زن زناکار جز مرد زناکار یا مشرک را به زنى نگیرد و بر مؤمنان این [امر] حرام گردیده است (۳)
و کسانى که نسبت زنا به زنان شوهردار مى‏دهند سپس چهار گواه نمى‏آورند هشتاد تازیانه به آنان بزنید و هیچگاه شهادتى از آنها نپذیرید و اینانند که خود فاسقند (۴)
مگر کسانى که بعد از آن [بهتان] توبه کرده و به صلاح آمده باشند که خدا البته آمرزنده مهربان است (۵)
و کسانى که به همسران خود نسبت زنا مى‏دهند و جز خودشان گواهانى [دیگر] ندارند هر یک از آنان [باید] چهار بار به خدا سوگند یاد کند که او قطعا از راستگویان است (۶)
و [گواهى در دفعه] پنجم این است که [شوهر بگوید] لعنت‏خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد (۷)
و از [زن] کیفر ساقط مى‏شود در صورتى که چهار بار به خدا سوگند یاد کند که [شوهر] او جدا از دروغگویان است (۸)
و [گواهى] پنجم آنکه خشم خدا بر او باد اگر [شوهرش] از راستگویان باشد (۹)
و اگر فضل و رحمت‏خدا بر شما نبود و اینکه خدا توبه‏پذیر سنجیده‏کار است [رسوا مى‏شدید] (۱۰)
در حقیقت کسانى که آن بهتان [داستان افک] را [در میان] آوردند دسته‏اى از شما بودند آن [تهمت] را شرى براى خود تصور مکنید بلکه براى شما در آن مصلحتى [بوده] است براى هر مردى از آنان [که در این کار دست داشته] همان گناهى است که مرتکب شده است و آن کس از ایشان که قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابى سخت‏خواهد داشت (۱۱)
چرا هنگامى که آن [بهتان] را شنیدید مردان و زنان مؤمن گمان نیک به خود نبردند و نگفتند این بهتانى آشکار است (۱۲)
چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نیاوردند پس چون گواهان [لازم] را نیاورده‏اند اینانند که نزد خدا دروغگویانند (۱۳)
و اگر فضل خدا و رحمتش در دنیا و آخرت بر شما نبود قطعا به [سزاى] آنچه در آن به دخالت پرداختید به شما عذابى بزرگ مى‏رسید (۱۴)
آنگاه که آن [بهتان] را از زبان یکدیگر مى‏گرفتید و با زبانهاى خود چیزى را که بدان علم نداشتید مى‏گفتید و مى‏پنداشتید که کارى سهل و ساده است با اینکه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود (۱۵)
و [گر نه] چرا وقتى آن را شنیدید نگفتید براى ما سزاوار نیست که در این [موضوع] سخن گوییم [خداوندا] تو منزهى این بهتانى بزرگ است (۱۶)
خدا اندرزتان مى‏دهد که هیچ گاه دیگر مثل آن را اگر مؤمنید تکرار نکنید (۱۷)
و خدا براى شما آیات [خود] را بیان مى‏کند و خدا داناى سنجیده‏کار است (۱۸)
کسانى که دوست دارند که زشتکارى در میان آنان که ایمان آورده‏اند شیوع پیدا کند براى آنان در دنیا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا[ست که] مى‏داند و شما نمى‏دانید (۱۹)
و اگر فضل و رحمت‏خدا بر شما نبود و اینکه خدا رئوف و مهربان است [مجازات سختى در انتظارتان بود] (۲۰)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید پاى از پى گامهاى شیطان منهید و هر کس پاى بر جاى گامهاى شیطان نهد [بداند که] او به زشتکارى و ناپسند وامى‏دارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هیچ کس از شما پاک نمى‏شد ولى [این] خداست که هر کس را بخواهد پاک مى‏گرداند و خدا[ست که] شنواى داناست (۲۱)
و سرمایه‏داران و فراخ‏دولتان شما نباید از دادن [مال] به خویشاوندان و تهیدستان و مهاجران راه خدا دریغ ورزند و باید عفو کنند و گذشت نمایند مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید و خدا آمرزنده مهربان است (۲۲)
بى‏گمان کسانى که به زنان پاکدامن بى‏خبر [از همه جا] و با ایمان نسبت زنا مى‏دهند در دنیا و آخرت لعنت‏شده‏اند و براى آنها عذابى سخت‏خواهد بود (۲۳)
در روزى که زبان و دستها و پاهایشان بر ضد آنان براى آنچه انجام مى‏دادند شهادت مى‏دهند (۲۴)
آن روز خدا جزاى شایسته آنان را به طور کامل مى‏دهد و خواهند دانست که خدا همان حقیقت آشکار است (۲۵)
زنان پلید براى مردان پلیدند و مردان پلید براى زنان پلید و زنان پاک براى مردان پاکند و مردان پاک براى زنان پاک اینان از آنچه در باره ایشان مى‏گویند بر کنارند براى آنان آمرزش و روزى نیکو خواهد بود (۲۶)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید به خانه‏هایى که خانه‏هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید این براى شما بهتر است باشد که پند گیرید (۲۷)
و اگر کسى را در آن نیافتید پس داخل آن مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد برگردید برگردید که آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهید داناست (۲۸)
بر شما گناهى نیست که به خانه‏هاى غیرمسکونى که در آنها براى شما استفاده‏اى است داخل شوید و خدا آنچه را آشکار و آنچه را پنهان مى‏دارید مى‏داند (۲۹)
به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند که این براى آنان پاکیزه‏تر است زیرا خدا به آنچه مى‏کنند آگاه است (۳۰)
و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسرى خود را بر سینه خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که [از زن] بى‏نیازند یا کودکانى که بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نکرده‏اند آشکار نکنند و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید (۳۱)
بى‏همسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خویش بى‏نیاز خواهد کرد و خدا گشایشگر داناست (۳۲)
و کسانى که [وسیله] زناشویى نمى‏یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بى‏نیاز گرداند و از میان غلامانتان کسانى که در صددند با قرارداد کتبى خود را آزاد کنند اگر در آنان خیرى [و توانایى پرداخت مال] مى‏یابید قرار بازخرید آنها را بنویسید و از آن مالى که خدا به شما داده است به ایشان بدهید [تا تدریجا خود را آزاد کنند] و کنیزان خود را در صورتى که تمایل به پاکدامنى دارند براى اینکه متاع زندگى دنیا را بجویید به زنا وادار مکنید و هر کس آنان را به زور وادار کند در حقیقت‏خدا پس از اجبار نمودن ایشان [نسبت به آنها] آمرزنده مهربان است (۳۳)
و قطعا به سوى شما آیاتى روشنگر و خبرى از کسانى که پیش از شما روزگار به سر برده‏اند و موعظه‏اى براى اهل تقوا فرود آورده‏ایم (۳۴)
خدا نور آسمانها و زمین است مثل نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى و آن چراغ در شیشه‏اى است آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت‏ خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى افروخته مى‏شود نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشى نرسیده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است‏ خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى‏کند و این مثلها را خدا براى مردم مى‏زند و خدا به هر چیزى داناست (۳۵)
در خانه‏هایى که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت‏ یابد و نامش در آنها یاد شود در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش مى‏کنند (۳۶)
مردانى که نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات به خود مشغول نمى‏دارد و از روزى که دلها و دیده‏ها در آن زیرورو مى‏شود مى‏هراسند (۳۷)
تا خدا بهتر از آنچه انجام مى‏دادند به ایشان جزا دهد و از فضل خود بر آنان بیفزاید و خدا[ست که] هر که را بخواهد بى‏حساب روزى مى‏دهد (۳۸)
و کسانى که کفر ورزیدند کارهایشان چون سرابى در زمینى هموار است که تشنه آن را آبى مى‏پندارد تا چون بدان رسد آن را چیزى نیابد و خدا را نزد خویش یابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زودشمار است (۳۹)
یا [کارهایشان] مانند تاریکیهایى است که در دریایى ژرف است که موجى آن را مى‏پوشاند [و] روى آن موجى [دیگر] است [و] بالاى آن ابرى است تاریکیهایى است که بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است هر گاه [غرقه] دستش را بیرون آورد به زحمت آن را مى‏بیند و خدا به هر کس نورى نداده باشد او را هیچ نورى نخواهد بود (۴۰)
آیا ندانسته‏اى که هر که [و هر چه] در آسمانها و زمین است براى خدا تسبیح مى‏گویند و پرندگان [نیز] در حالى که در آسمان پر گشوده‏اند [تسبیح او مى‏گویند] همه ستایش و نیایش خود را مى‏دانند و خدا به آنچه مى‏کنند داناست (۴۱)
و فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست و بازگشت [همه] به سوى خداست (۴۲)
آیا ندانسته‏اى که خدا[ست که] ابر را به آرامى مى‏راند سپس میان [اجزاء] آن پیوند مى‏دهد آنگاه آن را متراکم مى‏سازد پس دانه‏هاى باران را مى‏بینى که از خلال آن بیرون مى‏آید و [خداست که] از آسمان از کوههایى [از ابر یخ‏زده] که در آنجاست تگرگى فرو مى‏ریزد و هر که را بخواهد بدان گزند مى‏رساند و آن را از هر که بخواهد باز مى‏دارد نزدیک است روشنى برقش چشمها را ببر د (۴۳)
خداست که شب و روز را با هم جابجا مى‏کند قطعا در این [تبدیل] براى دیده‏وران [درس] عبرتى است (۴۴)
و خداست که هر جنبنده‏اى را [ابتدا] از آبى آفرید پس پاره‏اى از آنها بر روى شکم راه مى‏روند و پاره‏اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار [پا] راه مى‏روند خدا هر چه بخواهد مى‏آفریند در حقیقت‏خدا بر هر چیزى تواناست (۴۵)
قطعا آیاتى روشنگر فرود آورده‏ایم و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‏کند (۴۶)
و مى‏گویند به خدا و پیامبر [او] گرویدیم و اطاعت کردیم آنگاه دسته‏اى از ایشان پس از این [اقرار] روى برمى‏گردانند و آنان مؤمن نیستند (۴۷)
و چون به سوى خدا و پیامبر او خوانده شوند تا میان آنان داورى کند بناگاه دسته‏اى از آنها روى برمى‏تابند (۴۸)
و اگر حق به جانب ایشان باشد به حال اطاعت به سوى او مى‏آیند (۴۹)
آیا در دلهایشان بیمارى است‏یا شک دارند یا از آن مى‏ترسند که خدا و فرستاده‏اش بر آنان ستم ورزند [نه] بلکه خودشان ستمکارند (۵۰)
گفتار مؤمنان وقتى به سوى خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میانشان داورى کند تنها این است که مى‏گویند شنیدیم و اطاعت کردیم اینانند که رستگارند (۵۱)
و کسى که خدا و فرستاده او را فرمان برد و از خدا بترسد و از او پروا کند آنانند که خود کامیابند (۵۲)
و با سوگندهاى سخت‏خود به خدا سوگند یاد کردند که اگر به آنان فرمان دهى بى شک [براى جهاد] بیرون خواهند آمد بگو سوگند مخورید اطاعتى پسندیده [بهتر است] که خدا به آنچه مى‏کنید داناست (۵۳)
بگو خدا و پیامبر را اطاعت کنید پس اگر پشت نمودید [بدانید که] بر عهده اوست آنچه تکلیف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستید و اگر اطاعتش کنید راه خواهید یافت و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشکار [ماموریتى] نیست (۵۴)
خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد همان گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید آنانند که نافرمانند (۵۵)
و نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و پیامبر [خدا] را فرمان برید تا مورد رحمت قرار گیرید (۵۶)
و مپندار کسانى که کفر ورزیدند [ما را] در زمین درمانده مى‏کنند جایگاهشان در آتش است و چه بد بازگشتگاهى است (۵۷)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید قطعا باید غلام و کنیزهاى شما و کسانى از شما که به [سن] بلوغ نرسیده‏اند سه بار در شبانه روز از شما کسب اجازه کنند پیش از نماز بامداد و نیمروز که جامه‏هاى خود را بیرون مى‏آورید و پس از نماز شامگاهان [این] سه هنگام برهنگى شماست نه بر شما و نه بر آنان گناهى نیست که غیر از این [سه هنگام] گرد یکدیگر بچرخید [و با هم معاشرت نمایید] خداوند آیات [خود] را این گونه براى شما بیان مى‏کند و خدا داناى سنجیده‏کار است (۵۸)
و چون کودکان شما به [سن] بلوغ رسیدند باید از شما کسب اجازه کنند همان گونه که آنان که پیش از ایشان بودند کسب اجازه کردند خدا آیات خود را این گونه براى شما بیان مى‏دارد و خدا داناى سنجیده‏کار است (۵۹)
و بر زنان از کار افتاده‏اى که [دیگر] امید زناشویى ندارند گناهى نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطى که] زینتى را آشکار نکنند و عفت ورزیدن براى آنها بهتر است و خدا شنواى داناست (۶۰)
بر نابینا و لنگ و بیمار و بر شما ایرادى نیست که از خانه‏هاى خودتان بخورید یا از خانه‏هاى پدرانتان یا خانه‏هاى مادرانتان یا خانه‏هاى برادرانتان یا خانه‏هاى خواهرانتان یا خانه‏هاى عموهایتان یا خانه‏هاى عمه‏هایتان یا خانه‏هاى داییهایتان یا خانه‏هاى خاله‏هایتان یا آن [خانه‏هایى] که کلیدهایش را در اختیار دارید یا [خانه] دوستتان [هم چنین] بر شما باکى نیست که با هم بخورید یا پراکنده پس چون به خانه‏هایى [که گفته شد] درآمدید به یکدیگر سلام کنید درودى که نزد خدا مبارک و خوش است‏خداوند آیات [خود] را این گونه براى شما بیان مى‏کند امید که بیندیشید (۶۱)
جز این نیست که مؤمنان کسانى‏اند که به خدا و پیامبرش گرویده‏اند و هنگامى که با او بر سر کارى اجتماع کردند تا از وى کسب اجازه نکنند نمى‏روند در حقیقت کسانى که از تو کسب اجازه مى‏کنند آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند پس چون براى برخى از کارهایشان از تو اجازه خواستند به هر کس از آنان که خواستى اجازه ده و برایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است (۶۲)
خطاب کردن پیامبر را در میان خود مانند خطاب کردن بعضى از خودتان به بعضى [دیگر] قرار مدهید خدا مى‏داند [چه] کسانى از شما دزدانه [از نزد او] مى‏گریزند پس کسانى که از فرمان او تمرد مى‏کنند بترسند که مبادا بلایى بدیشان رسد یا به عذابى دردناک گرفتار شوند (۶۳)
هش‏دار که آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست به یقین آنچه را که بر آنید مى‏داند و روزى که به سوى او بازگردانیده مى‏شوند آنان را [از حقیقت] آنچه انجام داده‏اند خبر مى‏دهد و خدا به هر چیزى داناست (۶۴)

سوره ۲۵: الفرقان
به نام خداوند رحمتگر مهربان
بزرگ [و خجسته] است کسى که بر بنده خود فرقان [=کتاب جداسازنده حق از باطل] را نازل فرمود تا براى جهانیان هشداردهنده‏اى باشد (۱)
همان کس که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست و فرزندى اختیار نکرده و براى او شریکى در فرمانروایى نبوده است و هر چیزى را آفریده و بدان گونه که درخور آن بوده اندازه‏گیرى کرده است (۲)
و به جاى او خدایانى براى خود گرفته‏اند که چیزى را خلق نمى‏کنند و خود خلق شده‏اند و براى خود نه زیانى را در اختیار دارند و نه سودى را و نه مرگى را در اختیار دارند و نه حیاتى و نه رستاخیزى را (۳)
و کسانى که کفر ورزیدند گفتند این [کتاب] جز دروغى که آن را بربافته [چیزى] نیست و گروهى دیگر او را بر آن یارى کرده‏اند و قطعا [با چنین نسبتى] ظلم و بهتانى به پیش آوردند (۴)
و گفتند افسانه‏هاى پیشینیان است که آنها را براى خود نوشته و صبح و شام بر او املا مى‏شود (۵)
بگو آن را کسى نازل ساخته است که راز نهانها را در آسمانها و زمین مى‏داند و هموست که همواره آمرزنده مهربان است (۶)
و گفتند این چه پیامبرى است که غذا مى‏خورد و در بازارها راه مى‏رود چرا فرشته‏اى به سوى او نازل نشده تا همراه وى هشداردهنده باشد (۷)
یا گنجى به طرف او افکنده نشده یا باغى ندارد که از [بار و بر] آن بخورد و ستمکاران گفتند جز مردى افسون‏شده را دنبال نمى‏کنید (۸)
بنگر چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند در نتیجه نمى‏توانند راهى بیابند (۹)
بزرگ [و خجسته] است کسى که اگر بخواهد بهتر از این را براى تو قرار مى‏دهد باغهایى که جویبارها از زیر [درختان] آن روان خواهد بود و براى تو کاخها پدید مى‏آورد (۱۰)
[نه] بلکه [آنها] رستاخیز را دروغ خواندند و براى هر کس که رستاخیز را دروغ خواند آتش سوزان آماده کرده‏ایم (۱۱)
چون [دوزخ] از فاصله‏اى دور آنان را ببیند خشم و خروشى از آن مى‏شنوند (۱۲)
و چون آنان را در تنگنایى از آن به زنجیر کشیده بیندازند آنجاست که مرگ [خود] را مى‏خواهند (۱۳)
امروز یک بار هلاک [خود] را مخواهید و بسیار هلاک [خود] را بخواهید (۱۴)
بگو آیا این [عقوبت] بهتر است‏یا بهشت جاویدان که به پرهیزگاران وعده داده شده است که پاداش و سرانجام آنان است (۱۵)
جاودانه هر چه بخواهند در آنجا دارند پروردگار تو مسؤول [تحقق] این وعده است (۱۶)
و روزى که آنان را با آنچه به جاى خدا مى‏پرستند محشور مى‏کند پس مى‏فرماید آیا شما این بندگان مرا به بیراهه کشاندید یا خود گمراه شدند (۱۷)
مى‏گویند منزهى تو ما را نسزد که جز تو دوستى براى خود بگیریم ولى تو آنان و پدرانشان را برخوردار کردى تا [آنجا که] یاد [تو] را فراموش کردند و گروهى هلاک‏شده بودند (۱۸)
قطعا [خدایانتان] در آنچه مى‏گفتید شما را تکذیب کردند در نتیجه نه مى‏توانید [عذاب را از خود] دفع کنید و نه [خود را] یارى نمایید و هر کس از شما شرک ورزد عذابى سهمگین به او مى‏چشانیم (۱۹)
و پیش از تو پیامبران [خود] را نفرستادیم جز اینکه آنان [نیز] غذا مى‏خوردند و در بازارها راه مى‏رفتند و برخى از شما را براى برخى دیگر [وسیله] آزمایش قرار دادیم آیا شکیبایى مى‏کنید و پروردگار تو همواره بیناست (۲۰)

 

شما اولین نفری هستید که در این مورد دیدگاهی بیان می کنید ارسال دیدگاه

    
     سفارش طرح توجیهی










    مزایای نگارش طرح توجیهی 1398 در این سایت >>>>> >تجربه ۲۰ سال کار کارشناسی در حوزه های اعتباری و بانکی (پشتیبان تحربی طرح ) می باشد *در زمینه( وثایق بانکی )مشاوره های لازم ارائه میگردد* تا ۶ ماه پشتیبانی انجام اصلاحات طرح توجیهی گارانتی دارد* ضمیمه نرم افزار کامفار که پیشرفته ترین نرم افزار تخصصی تجزیه و تحلیل طرح توجیهی میباشد و برخی از بانکها هم آن را لارم می دانند انجام میشود * طرح توجیهی بسته به پروژه(ساده)در حجم 25-35 صفحه و (تفصیلی) در حجم ۱۰۰ الی ۱۵۰ صفحه تدوین میشود *در صورت پرداخت یک سوم هزینه ، کار نگارش طرح استارت خواهد خورد *نگارش طرح از 24 ساعت الی 2 هفته بسته به پروژه مورد نظر زمان می برد *سایت توجیهی دات کام - www.tojihi.com