دیدگاه آیات و روایات در مورد کار و اشتغال

نویسنده: حمید پورعیسی

مکانت ، منزلت و شخصیت افراد در گروه داشتن کار و شغل است :

شخصیت و سربلندی در سایه زحمت و کار به دست می آید. موضوع اشتغال و رفع معضل بیکاری چیزی نست که فقط مربوط به بعد افراد جامعه باشد بلکه این موضوع با همه بخشها و نهادها و زوایای گوناگون جامعه گره خورده است و با توجه به پیشرفتهای صنعتی و توسعه نکنولوژی و گستردگی زندگی مادی بشرح، یافتن یا داشتن یک شغل شرافتمندانه جهت امرار معاش و گذران زندگی از توان و قدرت فردی ، افراد خارج شده است و همه بخش های مختلف جامعه درعزت بخشی و منزلت دادن به فرد فرد جامعه نقش بسزایی را ایفاء‌ می کنند.
هر کس که در این جامعه بخواهد محترم و مفید باشد باید کار کند و این کار را باید نهادهای موظف و مسوول جامعه برای او ایجاد کنند و زمینه را برای ورود افراد جامعه به متن کار فراهم کنند و فرد هم باید با شرکت فعالانه در اجتماع و با تلاش و کوشش و بروز شخصیت واقعی خود ، خود را شکل دهد و برای رسیدن به موقعیت برتر همواره با بدست آوردن احترام و منزلت تلاش کند.
اشتغال امری است که به افراد جامعه بلند طبعی ، آزادگی ، استقلال و سربلندی می بخشد و در معارف بلند دینی علاوه بر این که از عنصر کار بعنوان یک امری برای گذران زندگی و تامین معیشت مادی یاد کرده شود بلکه به اثرات اخلاقی و روانط کار هم و نقش آن در ساختمان و ساختار شخصیت یک مسلمان نیز توجه خاص شده است.
به این روایت توجه کنید که امام صادق(علیه السلام) به یکی از شیعیان در خصوص اثرات روحی و روانی و سربلندی کار و اشتغال چگونه توصیه می فرماید :معلی بن خنیس می گوید : انی ابو عبدالله (علیه السلام)و قد تاخرت عن السوق فقال: اغذ الی عزک[19] امام صادق (علیه السلام) دریافتند که من دیر به بازار می روم فرمودند : اول روز به سوی سربلندی و عزت خود برو.

رابطه بین اشتغال و عزت نفس ( سربلندی )

مردی از امام صادق(علیه السلام)پرسید که من نمی توانم با دستم به خوبی کار کنم و تجارت را نیز به درستی بلد نیستم و نیازمند و بیچاره ام چه کنم ؟
امام فرمودند: کار کن و بر سرت چیزی را بار کن و به این وسیله از مردم بنی نیازی بجوی .[20] این حدیث گویای این است که بیکاری و در نتیجه نیاز به دیگران شرف و عزت آدمی را نابود می سازد . چه گویاست این سخن شاعر که فرمود :
دست نیاز پیش کسان چون کنی دراز
پل بسته یی که بگذری از آبروی خویش
آری بیکاری و عدم اشتغال مورث نیازمندی و باعث چشم دوختن به دست دیگران است که خواری و سرشکستگی را به همراه دارد . از امام موسی بن جعفر (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند : الیاس مما فی ایدی الناس عزالمومن فی دینه و مروته فی نفسه و شرفه فی دنیاه و عظمته فی اعین الناس و جلالته فی عشته و مهاتبه عند عیاله و هو اغمی الناس عند نفسه و عند جمیع الناس . [21] فرمودند : از مردم قطع امید کردن و از ثروتشان چشم پوشیدن و به درآمد کار خود قانع بودن برای مرد با ایمان مایه عزت دینی و روح جوانمردی و شرف دنیوی است . چنین انسانی در نظر مردم بزرگ و بین فامیل و خویشاوندان خود محترم و در محیط خانواده اش دارای عظمت و هیبت و منزلت خواهد بود ، او در ضمیر خود و در نظر دیگران بی نیازترین تمام مردم است.

رابطه اشتغال (کار ) و آرامش روحی و روانی :

زمان بروز رسانی حداقل 24 ساعت

دریافت طرح توجیهی   

دریافت طرح و سپس پرداخت وجه

.

بسته طلایی

.

❤️ ❤️❤️

.

سفارش طرح

2021-04-19T03:42:20+04:30

شاید برخی چنین پندارند که داشتن شغل و درآمدی مناسب صرفاً برای تامین زندگی دنیا و رسیدن به مادیات و امور جزئی مادی است لکن از دیدگاه معارف بلند اسلامی و تعلیمات پیشوایان دینی اسلام ، موضوع فراترآرام از این امر است. زیرا در روایات اسلامی تصریح شده است که آرامش روحی و روانی با داشتن شغل و کار به دست می آید و در واقع شاید بتوان گفت که کار و شغل بخشی از زندگی عبادی انسان است و انسان با عبادت و ذکر خدا آرامش می گیرد . یاد خدا فقط در نماز و روزه خلاصه نمی شود بلکه انسانی که دائماً در کسب روزی حلال و گذران زندگی خود تلاش می کند در حال عبادت و ذکر خداست لذا بین کارو شغل بخشی از زندگی عبادی انسان است که دائماً در کسب روزی حلال و گذران زندگی خود تلاش می کند در حال عبادت و ذکر خداست لذا بین کار و اشتغال و آرامش روحی ضرورت بالقیاس به تعبیر فبلسفی وجود دارد.
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ان النفس اذا اهرزت قوتها استقرت [22] روح آدمی زمانی قرارو آرام دارد که قوت خود را ذخیره کرده باشد. البته این روایت هرگز دلالت بر احتکار و انباشت مواد غذایی یا ارزاق مردم نمی کند زیرا مسلم است که ذخیره کرده باشد . البته این روایت هرگز دلالت بر احتکار و انباشت مواد غذایی یا ارزاق مردم نمی کند زیرا مسلم است که ذخیره به معنای احتکار از امر حرام و قبیح است . این روایت به یک معنا شاید دلالت بر این امر دارد که وقتی انسان دارای شغل و کار و مقامی است از آن طرق رزق و روزی او به مرور زمان تامین خواهد شد و برای زندگی خود احساس پشتیبان و تامین می کند ، لذا بخشی از نگرانیهای او برطرف شده و اضطراب بر او مستولی نمی گردد.
چنانچه این مطلب را از این روایت دیگری که از امام رضا (علیه السلام) وارد شده است می بینیم که امام فرمودند :
ان الانسان اذا ادخل طعام سنته خف ظهره و اشتراح [23] آدمی وقتی خوراک سال خود را ذخیره کند پشتش از بار زندگی سبک می گردد و آسوده خاطر می شود . در روایت دیگر داشتن شغل و درآمد کافی بعنوان موضوعی مهم ذکر شده است.
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : طوبی لمن اسلم و کان عیشه کفافاض و قواه شداداً [24] خوشبخت و زندگی پاکیزه کسی دارد که آئین اسلام را پذیرفته باشد و به قدر معاش خود درآمد دارد و قوای بدنش نیرومند است.
امیر مومنان علی (علیه السلام) فرمودند : من اقتصر علی بلغه الکفاف فقد انتظم الراحه [25] هر کس به درآمدی که به کفاف زندگیش رسا باشد اکتفا کند از پریشان فکری رهیده و بدینوسیله آسایش خاطر خود را مرتب ساخته است.
امام موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمودند: طوبی لمن آمن و کان عیشه کفافاً[26] انسان با آرامش و دارای زندگی پاکیزه کسی است که ایمان آورده باشد و برای گذران زندگی خود درآمد کافی داشته باشد.

بیکاری و عدم تعامل روحی و روانی :

رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : اذا قصر العبد فی العمل ابتلاه الله تعالی بالهم [27] وقتی بنده ای در عمل کوتاهی کند خداوند او را به غم و ناراحتی روحی مبتلا می سازد . گرچه این روایت گویای این است که انسان همه کارها را باید با دقت و بررسی همه جانبه انجام دهد ولی اگر بخواهیم از اصل تعمیمی و سرایت موضوع استفاده کنیم می توانیم بگوئیم که کم کاری در امر اشتغال و بیکاری زایی باعث نارسایی در بحشهای فردی و اجتماعی جامعه شد و افراد جامعه دچار اختلال هایی در ابعاد مادی و معنوی خواهند شد چنانچه حضرت امیر علیه السلام فرمودند : ان یکن الشغل مجهده فاتصال الفراغ مفسده [28] اگر تن داد ن به شغل مایه زحمت و تعب است ، بیکاری دائم نیز باعث نادرستی و فساد است. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)در خصوص مذمت بیکاری و تاثیر در زندگی انسانها فرمود :
اخشی ما خشیت علی امتی کبر البطن و مداومه النوم و اکسل و ضعف الیقین [29]
بر امت خویش ، بیشتر از شکم پرستی ، پرخوابی و بیکارگی و بی ایمانی بیمناکم.

بیکاری و فقر :

همان طور که گفته شد شغل و اشتغل و داشتن درآمد کافی برای پیشبرد گذران زندگی و تامین مایحتاج ضروری ، انسانها را چاره جو و مستقل و سربلند و بی نیاز به بار می آورد ، لکن اگر جامعه دچار مرض و بیماری شد ، یکی از عوارض و آثار شوم آن فقر و نداری مردم خواهد شد یعنی بین فقر و بیکاری رابطه تنگاتنگ وجود دارد چنانچه بین بیکاری و فساد و بی بند و باری و اعتیاد ، بین بیکاری و سرقت … رابطه تنگاتنگ وجود دارد . یکی از عوامل مهم فقر در جامعه ، وجود افراد بیکار و بی درآمد برای تامین زندگی است به نظر می رسد توزیع بین بیکاری و فساد و بی بند و باری و اعتیاد ، بین بیکاری و سرقت، رابطه تنگاتنگ وجود دارد . یکی از عوامل مهم فقردر جامعه ، وجود افراد بیکار و بی درآمد برای تامین زنگی است به نظر می رسد توزیع ناعادلانه ثروت جامعه و در اختیار داشتن منابع کمیاب جامعه توسط عده قلیلی ، حرص و ولع برای ثروت اندوزی ، درخواست کار زیاد و مزد کم از افراد جامعه ، نوسانات اقتصادی که خود عاملی برای ارزشمند بودن دستمزدها و میزان قیمت هاست ، وجود بیکاریهای پنهان آشکار همه و همه عاملی برای بوجود آمدن پدیده شوم و نامیمون فقر در جامعه هستند . مطالعات اجتماعی نشان می دهد در کشورهایی که توزیع ثروت به صورت عادلانه نباشد ، هر روز فقرا فقیتر و اغنیاء ثروتمندتر می شوند فاصله طبقاتی فزونی می یابد و به علت عدم آموزشهای اجتماعی و ضعف فرهنگی و فقدان احساس همبستگی ناشی از مادی گرایی و فردگرایی ، افراد قادر به هدایت درست ستیز علیه این بی عدالتی اجتماعی نیستند.
حضرت امیر علیه السلام در ارتباط با ره آورد شوم تهیدستی و فقر می فرمایند :
« از فرزندم ، من تهیدستی و فقر بر تو هراسناکم و از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر ، دین انسان را ناقص عقل را سرگردان و عامل دشمنی است» [30] و در نتیجه در امورات خود را محتاج دیگران می بیند و این امر یعنی احتیاج و نیازمندی دائم به دیگران مورد تنفر و بی علاقگی قرار می گیرد که در روایات دینی به آن اشاره شده است که بی نیاز مباش تا تو را دوست دارند . رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند :
اذهد فی الدنیا یحبک الله و ازهد فیما فی ایدی الناس یحبک الناس [31] از دنیا چشم بپوش تا خدا تو را دوست دارد و از آنچه در دست مردم است چشم بپوش تا مردم تو را دوست دارند.

بیکاری، یکی از عوامل فقر در جامعه

حضرت امیر علیه السلام فرمودند :
ان الاشیاء مما ازدوجت، ازدواج الکسل و العجز فنتج منهما الفقر [32] به درستی که اشیاء بهمدیگر می رسند ، زمانی که بیکاری و ناتوانی به همدیگر متصل شوند نتیجه آن جز فقر چیزی نخواهد بود.
در روایت دیگری حضرت می فرمایند: من دام کسله خاب امله [33] کسی که بیکاری او دائمی باشد و ادامه داشته باشد نسبت به آرزوها و خواسته های خود ناامید و آنچه نیازمند است به آن نمی رسد.
« ایاک و الکسل و الضجر فانما مفتاح کل شر [34] از بیکاری و ناامیدی (دلتنگی کردم – بی قراری کردن) بپرهیز ید زیادی این دو کلید همه شرور و نابسامانیها هستند. که یکی از نابسامانیهای وجود فقر در زندگی انسان است و اگر انسان نبازمند و محتاج شد دست به هر کاری می زند و اینجاست که انحرافات اجتماعی و کجرویها شکل می گیرد و انجام می شود.
و اگر بخواهیم از این روایت بر اساس اصل تعمیم پذیری ، کجرویها و ناهنجاریها و آسیب ها و انحرافات را برداشت می کنیم که کلمه مفتاح کل شر مصادیق همه اینهاست می توانیم بیکاری را سرچشمه همه این عوارض و آثار و تبعات بدانیم ، اگرچه این مقولات یعنی انحرافات و صدمات اجتماعی همانند طلاق در خانواده ، اعتیاد و پناه بردن به مواد مخدر ، پناه بردن به باندهای فساد و فحشاء ، همچنس بازی ، سرقت ودزدی ، ولگردی و خیابان گردیهای شبانه، مزاحمت های خیابانی ، پناه بردن به مواد الکلی ، ناسازگاریهای درون خانوادگی ، از بین بردن رفتارهای عاطفی و ارتباطات معنوی افراد با همدیگر و … همه و همه رابطه دوسویی با موضوع بیکاری دارند و بر همدیگر اثر گذارند و باید مهندسین و برنامه ریزان اجتماعی خصوصاض در جوامع دینی که اساس و پایه زندگی مردم بر اساس اعتقادات و باورهای مذهبی و دینی شکل گرفته و دارای فرهنگی پایدار و ثایت هستند به این امر مهم اشتغال و رفع معضل بیکاری توجه ویژه داشته و کار ضربتی انجام دهند و با بهره گیری از تجربیات کشورهای پیشرفته و رعایت اصول فرهنگ عمومی جامعه با تلفیق تفکر و عمل برای برطرف کردن این بیماری خطرناک و مرض نابود کننده ، برنامه ریزی و دقت نظر داشته باشند.
مدیران، مسولان و دست اندرکاران باید توجه کنند که اگر خواهان پایداری و استدامت فرهنگ دینی درجامعه هستند و معتقدند که انسان باید با ارزشهای الهی قرابت داشه باشد تا هم توسعه مادی پیدا کند و هم معنوی ، باید به این نکته دقت کنند که در روایات داریم « من لا معاش له لا معادله » یعنی اگرکسی زندگی مادی او تامین نشد و نتوانست به امور مادی خود مسلط شود دنبال معاد و دین هم نخواهد رفت.

پی نوشت ها :

[19] – وسایل الشیعه ج 12 ص 3 حدیث 2
[20] – کتاب وافی ج 3 چزء 10 ص 8
[21] – شفینه البحار ج 2 ص 327
[22] – فروع کافی جلد 6 ص 286
[23] – همان منبع
[24] – بحار الانوار جلد 15 ص 263
[25] – نهج البلاغه کلمات قصار 363
[26] – بحار الانوار همان منبع ص 236
[27] – نهج الفصاحه ص 44
[28] – ارشاد مفید ص 141
[29] – نهج الفصاحه ص 19
[30] – نهج البلاغه حکمت 319
[31] – نهج الفصاحه ص 52
[32] – میزان الحکمه ج 8 ص 392
[33] – همان منبع ص 393
[34] – همان منبع پیشین

منبع: www.ershad-gil.ir

حداقل هزینه بروز رسانی این طرح

یک میلیون و 800 هزار تومان

اگر طرح اختصاصی بخواهید

هزینه توسط

کارشناس طرح های توجیهی

اعلام میگردد

دریافت طرح توجیهی

 

❤️❤️❤️

 

 

2021-04-13T13:51:46+04:30
0 پاسخ

لطفا انتقاد ََ دیدگاه یا درخواست طرح توجیهی خود را ثبت کنید


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *