متن و ترجمه جزء نوزده قرآن مجید

متن و ترجمه جزء نوزده قرآن مجید

 قرائت جزء نوزده قرآن -تحدیر – معتز آقایی

قرآن

جزء ۱۹

به نام خداوند رحمتگر مهربان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

و کسانى که به لقاى ما امید ندارند گفتند چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند یا پروردگارمان را نمى‏بینیم قطعا در مورد خود تکبر ورزیدند و سخت‏سرکشى کردند (۲۱) وَقَالَ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَیْنَا الْمَلَائِکَهُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَکْبَرُوا فِی أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا کَبِیرًا ﴿۲۱﴾

روزى که فرشتگان را ببینند آن روز براى گناهکاران بشارتى نیست و مى‏گویند دور و ممنوع [آید از رحمت‏خدا] (۲۲) یَوْمَ یَرَوْنَ الْمَلَائِکَهَ لَا بُشْرَى یَوْمَئِذٍ لِّلْمُجْرِمِینَ وَیَقُولُونَ حِجْرًا مَّحْجُورًا ﴿۲۲﴾

و به هر گونه کارى که کرده‏اند مى‏پردازیم و آن را [چون] گردى پراکنده مى‏سازیم (۲۳) وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا ﴿۲۳﴾

آن روز جایگاه اهل بهشت بهتر و استراحتگاهشان نیکوتر است (۲۴) أَصْحَابُ الْجَنَّهِ یَوْمَئِذٍ خَیْرٌ مُّسْتَقَرًّا وَأَحْسَنُ مَقِیلًا ﴿۲۴﴾

و روزى که آسمان با ابرى سپید از هم مى‏شکافد و فرشتگان نزول یابند (۲۵) وَیَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِکَهُ تَنزِیلًا ﴿۲۵﴾

آن روز فرمانروایى بحق از آن [خداى] رحمان است و روزى است که بر کافران بسى دشوار است (۲۶) الْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَکَانَ یَوْمًا عَلَى الْکَافِرِینَ عَسِیرًا ﴿۲۶﴾

و روزى است که ستمکار دستهاى خود را مى‏گزد [و] مى‏گوید اى کاش با پیامبر راهى برمى‏گرفتم (۲۷) وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا ﴿۲۷﴾

اى واى کاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم (۲۸) یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا ﴿۲۸﴾

او [بود که] مرا به گمراهى کشانید پس از آنکه قرآن به من رسیده بود و شیطان همواره فروگذارنده انسان است (۲۹) لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِی وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا ﴿۲۹﴾

و پیامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من این قرآن را رها کردند (۳۰) وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا ﴿۳۰﴾

و این گونه براى هر پیامبرى دشمنى از گناهکاران قرار دادیم و همین بس که پروردگارت راهبر و یاور توست (۳۱) وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِینَ وَکَفَى بِرَبِّکَ هَادِیًا وَنَصِیرًا ﴿۳۱﴾

و کسانى که کافر شدند گفتند چرا قرآن یکجا بر او نازل نشده است این گونه [ما آن را به تدریج نازل کردیم] تا قلبت را به وسیله آن استوار گردانیم و آن را به آرامى [بر تو] خواندیم (۳۲) وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَهً وَاحِدَهً کَذَلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَکَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا ﴿۳۲﴾

و براى تو مثلى نیاوردند مگر آنکه [ما] حق را با نیکوترین بیان براى تو آوردیم (۳۳) وَلَا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاکَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِیرًا ﴿۳۳﴾

کسانى که به رو درافتاده به سوى جهنم رانده مى‏شوند آنان بدترین جاى و گم‏ترین راه را دارند (۳۴) الَّذِینَ یُحْشَرُونَ عَلَى وُجُوهِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ أُوْلَئِکَ شَرٌّ مَّکَانًا وَأَضَلُّ سَبِیلًا ﴿۳۴﴾

و به یقین [ما] به موسى کتاب [آسمانى] عطا کردیم و برادرش هارون را همراه او دستیار[ش] گردانیدیم (۳۵) وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِیرًا ﴿۳۵﴾

پس گفتیم هر دو به سوى قومى که نشانه‏هاى ما را به دروغ گرفتند بروید پس [ما] آنان را به سختى هلاک نمودیم (۳۶) فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِیرًا ﴿۳۶﴾

و قوم نوح را آنگاه که پیامبران [خدا] را تکذیب کردند غرقشان ساختیم و آنان را براى [همه] مردم عبرتى گردانیدیم و براى ستمکاران عذابى پر درد آماده کرده‏ایم (۳۷) وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا کَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آیَهً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ عَذَابًا أَلِیمًا ﴿۳۷﴾

و [نیز] عادیان و ثمودیان و اصحاب رس و نسلهاى بسیارى میان این [جماعتها] را [هلاک کردیم] (۳۸) وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَیْنَ ذَلِکَ کَثِیرًا ﴿۳۸﴾

و براى همه آنان مثلها زدیم و همه را زیر و زبر کردیم (۳۹) وَکُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَکُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِیرًا ﴿۳۹﴾

و قطعا بر شهرى که باران بلا بر آن بارانده شد گذشته‏اند مگر آن را ندیده‏اند [چرا] ولى امید به زنده‏شدن ندارند (۴۰) وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْیَهِ الَّتِی أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ یَکُونُوا یَرَوْنَهَا بَلْ کَانُوا لَا یَرْجُونَ نُشُورًا ﴿۴۰﴾

و چون تو را ببینند جز به ریشخندت نگیرند [که] آیا این همان کسى است که خدا او را به رسالت فرستاده است (۴۱) وَإِذَا رَأَوْکَ إِن یَتَّخِذُونَکَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِی بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا ﴿۴۱﴾

چیزى نمانده بود که ما را از خدایانمان اگر بر آن ایستادگى نمى‏کردیم منحرف کند و هنگامى که عذاب را مى‏بینند به زودى خواهند دانست چه کسى گمراه‏تر است (۴۲) إِن کَادَ لَیُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَن صَبَرْنَا عَلَیْهَا وَسَوْفَ یَعْلَمُونَ حِینَ یَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِیلًا ﴿۴۲﴾

آیا آن کس که هواى [نفس] خود را معبود خویش گرفته است دیدى آیا [مى‏توانى] ضامن او باشى (۴۳) أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلًا ﴿۴۳﴾

یا گمان دارى که بیشترشان مى‏شنوند یا مى‏اندیشند آنان جز مانند ستوران نیستند بلکه گمراه‏ترند (۴۴) أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا ﴿۴۴﴾

آیا ندیده‏اى که پروردگارت چگونه سایه را گسترده است و اگر مى‏خواست آن را ساکن قرار مى‏داد آنگاه خورشید را بر آن دلیل گردانیدیم (۴۵) أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاکِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَیْهِ دَلِیلًا ﴿۴۵﴾

سپس آن [سایه] را اندک اندک به سوى خود بازمى‏گیریم (۴۶) ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَیْنَا قَبْضًا یَسِیرًا ﴿۴۶﴾

و اوست کسى که شب را براى شما پوششى قرار داد و خواب را [مایه] آرامشى و روز را زمان برخاستن [شما] گردانید (۴۷) وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا ﴿۴۷﴾

و اوست آن کس که بادها را نویدى پیشاپیش رحمت‏خویش [=باران] فرستاد و از آسمان آبى پاک فرود آوردیم (۴۸) وَهُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا ﴿۴۸﴾

تا به وسیله آن سرزمینى پژمرده را زنده گردانیم و آن را به آنچه خلق کرده‏ایم از دامها و انسانهاى بسیار بنوشانیم (۴۹) لِنُحْیِیَ بِهِ بَلْدَهً مَّیْتًا وَنُسْقِیَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِیَّ کَثِیرًا ﴿۴۹﴾

و قطعا آن [پند] را میان آنان گوناگون ساختیم تا توجه پیدا کنند و[لى ] بیشتر مردم جز ناسپاسى نخواستند (۵۰) وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَیْنَهُمْ لِیَذَّکَّرُوا فَأَبَى أَکْثَرُ النَّاسِ إِلَّا کُفُورًا ﴿۵۰﴾

و اگر مى‏خواستیم قطعا در هر شهرى هشداردهنده‏اى برمى‏انگیختیم (۵۱) وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِی کُلِّ قَرْیَهٍ نَذِیرًا ﴿۵۱﴾

پس از کافران اطاعت مکن و با [الهام گرفتن از] قرآن با آنان به جهادى بزرگ بپرداز (۵۲) فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا ﴿۵۲﴾

و اوست کسى که دو دریا را موج‏زنان به سوى هم روان کرد این یکى شیرین [و] گوارا و آن یکى شور [و] تلخ است و میان آن دو مانع و حریمى استوار قرار داد (۵۳) وَهُوَ الَّذِی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَیْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا ﴿۵۳﴾

و اوست کسى که از آب بشرى آفرید و او را [داراى خویشاوندى] نسبى و دامادى قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست (۵۴) وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَکَانَ رَبُّکَ قَدِیرًا ﴿۵۴﴾

و غیر از خدا چیزى را مى‏پرستند که نه سودشان مى‏دهد و نه زیانشان مى‏رساند و کافر همواره در برابر پروردگار خود همپشت [شیطان] است (۵۵) وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَنفَعُهُمْ وَلَا یَضُرُّهُمْ وَکَانَ الْکَافِرُ عَلَى رَبِّهِ ظَهِیرًا ﴿۵۵﴾

و تو را جز بشارتگر و بیم‏دهنده نفرستادیم (۵۶) وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِیرًا ﴿۵۶﴾

بگو بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏کنم جز اینکه هر کس بخواهد راهى به سوى پروردگارش [در پیش] گیرد (۵۷) قُلْ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن یَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا ﴿۵۷﴾

و بر آن زنده که نمى‏میرد توکل کن و به ستایش او تسبیح گوى و همین بس که او به گناهان بندگانش آگاه است (۵۸) وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَکَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا ﴿۵۸﴾

همان کسى که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش روز آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبره‏اى بپرس [که مى‏داند] (۵۹) الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِیرًا ﴿۵۹﴾

و چون به آنان گفته شود [خداى] رحمان را سجده کنید مى‏گویند رحمان چیست آیا براى چیزى که ما را [بدان] فرمان مى‏دهى سجده کنیم و بر رمیدنشان مى‏افزاید (۶۰) وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا ﴿۶۰﴾

[فرخنده و] بزرگوار است آن کسى که در آسمان برجهایى نهاد و در آن چراغ و ماهى نوربخش قرار داد (۶۱) تَبَارَکَ الَّذِی جَعَلَ فِی السَّمَاء بُرُوجًا وَجَعَلَ فِیهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِیرًا ﴿۶۱﴾

و اوست کسى که براى هر کس که بخواهد عبرت گیرد یا بخواهد سپاسگزارى نماید شب و روز را جانشین یکدیگر گردانید (۶۲) وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَهً لِّمَنْ أَرَادَ أَن یَذَّکَّرَ أَوْ أَرَادَ شُکُورًا ﴿۶۲﴾

و بندگان خداى رحمان کسانى‏اند که روى زمین به نرمى گام برمى‏دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‏دهند (۶۳) وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿۶۳﴾

و آنانند که در حال سجده یا ایستاده شب را به روز مى‏آورند (۶۴) وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِیَامًا ﴿۶۴﴾

و کسانى‏اند که مى‏گویند پروردگارا عذاب جهنم را از ما بازگردان که عذابش سخت و دایمى است (۶۵) وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَامًا ﴿۶۵﴾

و در حقیقت آن بد قرارگاه و جایگاهى است (۶۶) إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿۶۶﴾

و کسانى‏اند که چون انفاق کنند نه ولخرجى مى‏کنند و نه تنگ مى‏گیرند و میان این دو [روش] حد وسط را برمى‏گزینند (۶۷) وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا ﴿۶۷﴾

و کسانى‏اند که با خدا معبودى دیگر نمى‏خوانند و کسى را که خدا [خونش را] حرام کرده است جز به حق نمى‏کشند و زنا نمى‏کنند و هر کس اینها را انجام دهد سزایش را ریافت‏خواهد کرد (۶۸) وَالَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا یَزْنُونَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ أَثَامًا ﴿۶۸﴾

براى او در روز قیامت عذاب دو چندان مى‏شود و پیوسته در آن خوار مى‏ماند (۶۹) یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَانًا ﴿۶۹﴾

مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند پس خداوند بدیهایشان را به نیکیها تبدیل مى‏کند و خدا همواره آمرزنده مهربان است (۷۰) إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴿۷۰﴾

و هر کس توبه کند و کار شایسته انجام دهد در حقیقت به سوى خدا بازمى‏گردد (۷۱) وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ﴿۷۱﴾

و کسانى‏اند که گواهى دروغ نمى‏دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‏گذرند (۷۲) وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا ﴿۷۲﴾

و کسانى‏اند که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند کر و کور روى آن نمى‏افتند (۷۳) وَالَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْهَا صُمًّا وَعُمْیَانًا ﴿۷۳﴾

و کسانى‏اند که مى‏گویند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان (۷۴) وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا ﴿۷۴﴾

اینانند که به پاس آنکه صبر کردند غرفه[هاى بهشت را] پاداش خواهند یافت و در آنجا با سلام و درود مواجه خواهند شد (۷۵) أُوْلَئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَهَ بِمَا صَبَرُوا وَیُلَقَّوْنَ فِیهَا تَحِیَّهً وَسَلَامًا ﴿۷۵﴾

در آنجا جاودانه خواهند ماند چه خوش قرارگاه و مقامى (۷۶) خَالِدِینَ فِیهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿۷۶﴾

بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‏کند در حقیقت‏شما به تکذیب پرداخته‏اید و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد (۷۷) قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَکُونُ لِزَامًا ﴿۷۷﴾

 

سوره ۲۶: الشعراء

به نام خداوند رحمتگر مهربان

طا سین میم (۱)

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

طسم ﴿۱﴾

این است آیه‏هاى کتاب روشنگر (۲) تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ ﴿۲﴾

شاید تو از اینکه [مشرکان] ایمان نمى‏آورند جان خود را تباه سازى (۳) لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ ﴿۳﴾

اگر بخواهیم معجزه‏اى از آسمان بر آنان فرود مى‏آوریم تا در برابر آن گردنهایشان خاضع گردد (۴) إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِم مِّن السَّمَاء آیَهً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ ﴿۴﴾

و هیچ تذکر جدیدى از سوى [خداى] رحمان برایشان نیامد جز اینکه همواره از آن روى برمى‏تافتند (۵) وَمَا یَأْتِیهِم مِّن ذِکْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا کَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِینَ ﴿۵﴾

[آنان] در حقیقت به تکذیب پرداختند و به زودى خبر آنچه که بدان ریشخند مى کردند بدیشان خواهد رسید (۶) فَقَدْ کَذَّبُوا فَسَیَأْتِیهِمْ أَنبَاء مَا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون ﴿۶﴾

مگر در زمین ننگریسته‏اند که چه قدر در آن از هر گونه جفتهاى زیبا رویانیده‏ایم (۷) أَوَلَمْ یَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ کَمْ أَنبَتْنَا فِیهَا مِن کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ ﴿۷﴾

قطعا در این [هنرنمایى] عبرتى است و[لى] بیشترشان ایمان‏آورنده نیستند (۸) إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۸﴾

و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‏ناپذیر مهربان است (۹) وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۹﴾

و [یاد کن] هنگامى را که پروردگارت موسى را ندا درداد که به سوى قوم ستمکار برو (۱۰) وَإِذْ نَادَى رَبُّکَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿۱۰﴾

قوم فرعون آیا پروا ندارند (۱۱) قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا یَتَّقُونَ ﴿۱۱﴾

گفت پروردگارا مى‏ترسم مرا تکذیب کنند (۱۲) قَالَ رَبِّ إِنِّی أَخَافُ أَن یُکَذِّبُونِ ﴿۱۲﴾

و سینه‏ام تنگ مى‏گردد و زبانم باز نمى‏شود پس به سوى هارون بفرست (۱۳) وَیَضِیقُ صَدْرِی وَلَا یَنطَلِقُ لِسَانِی فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ ﴿۱۳﴾

و [از طرفى] آنان بر [گردن] من خونى دارند و مى‏ترسم مرا بکشند (۱۴) وَلَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن یَقْتُلُونِ ﴿۱۴﴾

فرمود نه چنین نیست نشانه‏هاى ما را [براى آنان] ببرید که ما با شما شنونده‏ایم (۱۵) قَالَ کَلَّا فَاذْهَبَا بِآیَاتِنَا إِنَّا مَعَکُم مُّسْتَمِعُونَ ﴿۱۵﴾

پس به سوى فرعون بروید و بگویید ما پیامبر پروردگار جهانیانیم (۱۶) فَأْتِیَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۶﴾

فرزندان اسرائیل را با ما بفرست (۱۷) أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ ﴿۱۷﴾

[فرعون] گفت آیا تو را از کودکى در میان خود نپروردیم و سالیانى چند از عمرت را پیش ما نماندى (۱۸) قَالَ أَلَمْ نُرَبِّکَ فِینَا وَلِیدًا وَلَبِثْتَ فِینَا مِنْ عُمُرِکَ سِنِینَ ﴿۱۸﴾

و [سرانجام] کار خود را کردى و تو از ناسپاسانى (۱۹) وَفَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْکَافِرِینَ ﴿۱۹﴾

گفت آن را هنگامى مرتکب شدم که از گمراهان بودم (۲۰) قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّینَ ﴿۲۰﴾

و چون از شما ترسیدم از شما گریختم تا پروردگارم به من دانش بخشید و مرا از پیامبران قرار داد (۲۱) فَفَرَرْتُ مِنکُمْ لَمَّا خِفْتُکُمْ فَوَهَبَ لِی رَبِّی حُکْمًا وَجَعَلَنِی مِنَ الْمُرْسَلِینَ ﴿۲۱﴾

و [آیا] اینکه فرزندان اسرائیل را بنده [خود] ساخته‏اى نعمتى است که منتش را بر من مى‏نهى (۲۲) وَتِلْکَ نِعْمَهٌ تَمُنُّهَا عَلَیَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِی إِسْرَائِیلَ ﴿۲۲﴾

فرعون گفت و پروردگار جهانیان چیست (۲۳) قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِینَ ﴿۲۳﴾

گفت پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است‏اگر اهل یقین باشید (۲۴) قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا إن کُنتُم مُّوقِنِینَ ﴿۲۴﴾

[فرعون] به کسانى که پیرامونش بودند گفت آیا نمى‏شنوید (۲۵) قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿۲۵﴾

[موسى دوباره] گفت پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شما (۲۶) قَالَ رَبُّکُمْ وَرَبُّ آبَائِکُمُ الْأَوَّلِینَ ﴿۲۶﴾

[فرعون] گفت واقعا این پیامبرى که به سوى شما فرستاده شده سخت دیوانه است (۲۷) قَالَ إِنَّ رَسُولَکُمُ الَّذِی أُرْسِلَ إِلَیْکُمْ لَمَجْنُونٌ ﴿۲۷﴾

[موسى] گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه میان آن دو است‏اگر تعقل کنید (۲۸) قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَیْنَهُمَا إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۲۸﴾

[فرعون] گفت اگر خدایى غیر از من اختیار کنى قطعا تو را از [جمله] زندانیان خواهم ساخت (۲۹) قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ ﴿۲۹﴾

گفت گر چه براى تو چیزى آشکار بیاورم (۳۰) قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکَ بِشَیْءٍ مُّبِینٍ ﴿۳۰﴾

گفت اگر راست مى‏گویى آن را بیاور (۳۱) قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۳۱﴾

پس عصاى خود بیفکند و بناگاه آن اژدرى نمایان شد (۳۲) فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُّبِینٌ ﴿۳۲﴾

و دستش را بیرون کشید و بناگاه آن براى تماشاگران سپید مى‏نمود (۳۳) وَنَزَعَ یَدَهُ فَإِذَا هِیَ بَیْضَاء لِلنَّاظِرِینَ ﴿۳۳﴾

[فرعون] به سرانى که پیرامونش بودند گفت واقعا این ساحرى بسیار داناست (۳۴) قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِیمٌ ﴿۳۴﴾

مى‏خواهد با سحر خود شما را از سرزمینتان بیرون کند اکنون چه راى مى‏دهید (۳۵) یُرِیدُ أَن یُخْرِجَکُم مِّنْ أَرْضِکُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ﴿۳۵﴾

گفتند او و برادرش را در بند دار و گردآورندگان را به شهرها بفرست (۳۶) قَالُوا أَرْجِهِ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِی الْمَدَائِنِ حَاشِرِینَ ﴿۳۶﴾

تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بیاورند (۳۷) یَأْتُوکَ بِکُلِّ سَحَّارٍ عَلِیمٍ ﴿۳۷﴾

پس ساحران براى موعد روزى معلوم گردآورى شدند (۳۸) فَجُمِعَ السَّحَرَهُ لِمِیقَاتِ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿۳۸﴾

و به توده مردم گفته شد آیا شما هم جمع خواهید شد (۳۹) وَقِیلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ ﴿۳۹﴾

بدین امید که اگر ساحران غالب شدند از آنان پیروى کنیم (۴۰) لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَهَ إِن کَانُوا هُمُ الْغَالِبِینَ ﴿۴۰﴾

و چون ساحران پیش فرعون آمدند گفتند آیا اگر ما غالب آییم واقعا براى ما مزدى خواهد بود (۴۱) فَلَمَّا جَاء السَّحَرَهُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن کُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِینَ ﴿۴۱﴾

گفت آرى و در آن صورت شما حتما از [زمره] مقربان خواهید شد (۴۲) قَالَ نَعَمْ وَإِنَّکُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِینَ ﴿۴۲﴾

موسى به آنان گفت آنچه را شما مى‏اندازید بیندازید (۴۳) قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ﴿۴۳﴾

پس ریسمانها و چوبدستى‏هایشان را انداختند و گفتند به عزت فرعون که ما حتما پیروزیم (۴۴) فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِیَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّهِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ ﴿۴۴﴾

پس موسى عصایش را انداخت و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعید (۴۵) فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِکُونَ ﴿۴۵﴾

در نتیجه ساحران به حالت‏سجده درافتادند (۴۶) فَأُلْقِیَ السَّحَرَهُ سَاجِدِینَ ﴿۴۶﴾

گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم (۴۷) قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۴۷﴾

پروردگار موسى و هارون (۴۸) رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۴۸﴾

گفت [آیا] پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید قطعا او همان بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است به زودى خواهید دانست‏حتما دستها و پاهاى شما را از چپ و راست‏خواهم برید و همه‏تان را به دار خواهم آویخت (۴۹) قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَأَرْجُلَکُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ ﴿۴۹﴾

گفتند باکى نیست ما روى به سوى پروردگار خود مى‏آوریم (۵۰) قَالُوا لَا ضَیْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ﴿۵۰﴾

ما امیدواریم که پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشاید [چرا] که نخستین ایمان‏آورندگان بودیم (۵۱) إِنَّا نَطْمَعُ أَن یَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَایَانَا أَن کُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۵۱﴾

و به موسى وحى کردیم که بندگان مرا شبانه حرکت ده زیرا شما مورد تعقیب قرار خواهید گرفت (۵۲) وَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِی إِنَّکُم مُّتَّبَعُونَ ﴿۵۲﴾

پس فرعون ماموران جمع‏آورى [خود را] به شهرها فرستاد (۵۳) فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدَائِنِ حَاشِرِینَ ﴿۵۳﴾

[و گفت] اینها عده‏اى ناچیزند (۵۴) إِنَّ هَؤُلَاء لَشِرْذِمَهٌ قَلِیلُونَ ﴿۵۴﴾

و راستى آنها ما را بر سر خشم آورده‏اند (۵۵) وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ ﴿۵۵﴾

و[لى] ما همگى به حال آماده‏باش درآمده‏ایم (۵۶) وَإِنَّا لَجَمِیعٌ حَاذِرُونَ ﴿۵۶﴾

سرانجام ما آنان را از باغستانها و چشمه‏سارها (۵۷) فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ ﴿۵۷﴾

و گنجینه‏ها و جایگاه‏هاى پر ناز و نعمت بیرون کردیم (۵۸) وَکُنُوزٍ وَمَقَامٍ کَرِیمٍ ﴿۵۸﴾

[اراده ما] چنین بود و آن [نعمتها] را به فرزندان اسرائیل میراث دادیم (۵۹) کَذَلِکَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِی إِسْرَائِیلَ ﴿۵۹﴾

پس هنگام برآمدن آفتاب آنها را تعقیب کردند (۶۰) فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِینَ ﴿۶۰﴾

چون دو گروه همدیگر را دیدند یاران موسى گفتند ما قطعا گرفتار خواهیم شد (۶۱) فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَکُونَ ﴿۶۱﴾

گفت چنین نیست زیرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمایى خواهد کرد (۶۲) قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ ﴿۶۲﴾

پس به موسى وحى کردیم با عصاى خود بر این دریا بزن تا از هم شکافت و هر پاره‏اى همچون کوهى سترگ بود (۶۳) فَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاکَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَکَانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ ﴿۶۳﴾

و دیگران را بدانجا نزدیک گردانیدیم (۶۴) وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِینَ ﴿۶۴﴾

و موسى و همه کسانى را که همراه او بودند نجات دادیم (۶۵) وَأَنجَیْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِینَ ﴿۶۵﴾

آنگاه دیگران را غرق کردیم (۶۶) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ ﴿۶۶﴾

مسلما در این [واقعه] عبرتى بود و[لى] بیشترشان ایمان‏آورنده نبودند (۶۷) إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۶۷﴾

و قطعا پروردگار تو همان شکست‏ناپذیر مهربان است (۶۸) وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۶۸﴾

و بر آنان گزارش ابراهیم را بخوان (۶۹) وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِیمَ ﴿۶۹﴾

آنگاه که به پدر خود و قومش گفت چه مى‏پرستید (۷۰) إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ ﴿۷۰﴾

گفتند بتانى را مى‏پرستیم و همواره ملازم آنهاییم (۷۱) قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاکِفِینَ ﴿۷۱﴾

گفت آیا وقتى دعا مى‏کنید از شما مى‏شنوند (۷۲) قَالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ ﴿۷۲﴾

یا به شما سود یا زیان مى‏رسانند (۷۳) أَوْ یَنفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ ﴿۷۳﴾

گفتند نه بلکه پدران خود را یافتیم که چنین مى‏کردند (۷۴) قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا کَذَلِکَ یَفْعَلُونَ ﴿۷۴﴾

گفت آیا در آنچه مى‏پرستیده‏اید تامل کرده‏اید (۷۵) قَالَ أَفَرَأَیْتُم مَّا کُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿۷۵﴾

شما و پدران پیشین شما (۷۶) أَنتُمْ وَآبَاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ ﴿۷۶﴾

قطعا همه آنها جز پروردگار جهانیان دشمن منند (۷۷) فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّی إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِینَ ﴿۷۷﴾

آن کس که مرا آفریده و همو راهنماییم مى‏کند (۷۸) الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ ﴿۷۸﴾

و آن کس که او به من خوراک مى‏دهد و سیرابم مى‏گرداند (۷۹) وَالَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَیَسْقِینِ ﴿۷۹﴾

و چون بیمار شوم او مرا درمان مى‏بخشد (۸۰) وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ﴿۸۰﴾

و آن کس که مرا مى‏میراند و سپس زنده‏ام مى‏گرداند (۸۱) وَالَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ ﴿۸۱﴾

و آن کس که امید دارم روز پاداش گناهم را بر من ببخشاید (۸۲) وَالَّذِی أَطْمَعُ أَن یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ ﴿۸۲﴾

پروردگارا به من دانش عطا کن و مرا به صالحان ملحق فرماى (۸۳) رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ ﴿۸۳﴾

و براى من در [میان] آیندگان آوازه نیکو گذار (۸۴) وَاجْعَل لِّی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ ﴿۸۴﴾

و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان (۸۵) وَاجْعَلْنِی مِن وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ ﴿۸۵﴾

و بر پدرم ببخشاى که او از گمراهان بود (۸۶) وَاغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کَانَ مِنَ الضَّالِّینَ ﴿۸۶﴾

و روزى که [مردم] برانگیخته مى‏شوند رسوایم مکن (۸۷) وَلَا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ ﴿۸۷﴾

روزى که هیچ مال و فرزندى سود نمى‏دهد (۸۸) یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿۸۸﴾

مگر کسى که دلى پاک به سوى خدا بیاورد (۸۹) إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ﴿۸۹﴾

و [آن روز] بهشت براى پرهیزگاران نزدیک مى‏گردد (۹۰) وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّهُ لِلْمُتَّقِینَ ﴿۹۰﴾

و جهنم براى گمراهان نمودار مى‏شود (۹۱) وَبُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِلْغَاوِینَ ﴿۹۱﴾

و به آنان گفته مى‏شود آنچه جز خدا مى‏پرستیدید کجایند (۹۲) وَقِیلَ لَهُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿۹۲﴾

آیا یاریتان مى‏کنند یا خود را یارى مى‏دهند (۹۳) مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ یَنصُرُونَکُمْ أَوْ یَنتَصِرُونَ ﴿۹۳﴾

پس آنها و همه گمراهان در آن [آتش] افکنده مى‏شوند (۹۴) فَکُبْکِبُوا فِیهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ ﴿۹۴﴾

و [نیز] همه سپاهیان ابلیس (۹۵) وَجُنُودُ إِبْلِیسَ أَجْمَعُونَ ﴿۹۵﴾

آنها در آنجا با یکدیگر ستیزه مى‏کنند [و] مى‏گویند (۹۶) قَالُوا وَهُمْ فِیهَا یَخْتَصِمُونَ ﴿۹۶﴾

سوگند به خدا که ما در گمراهى آشکارى بودیم (۹۷) تَاللَّهِ إِن کُنَّا لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ﴿۹۷﴾

آنگاه که شما را با پروردگار جهانیان برابر مى‏کردیم (۹۸) إِذْ نُسَوِّیکُم بِرَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۹۸﴾

و جز تباهکاران ما را گمراه نکردند (۹۹) وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ ﴿۹۹﴾

در نتیجه شفاعتگرانى نداریم (۱۰۰) فَمَا لَنَا مِن شَافِعِینَ ﴿۱۰۰﴾

و نه دوستى نزدیک (۱۰۱) وَلَا صَدِیقٍ حَمِیمٍ ﴿۱۰۱﴾

و اى کاش که بازگشتى براى ما بود و از مؤمنان مى‏شدیم (۱۰۲) فَلَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّهً فَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۱۰۲﴾

حقا در این [سرگذشت درس] عبرتى است و[لى] بیشترشان مؤمن نبودند (۱۰۳) إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۱۰۳﴾

و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‏ناپذیر مهربان است (۱۰۴) وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۱۰۴﴾

قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند (۱۰۵) کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ ﴿۱۰۵﴾

چون برادرشان نوح به آنان گفت آیا پروا ندارید (۱۰۶) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۰۶﴾

من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم (۱۰۷) إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ ﴿۱۰۷﴾

از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید (۱۰۸) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۰۸﴾

و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏کنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست (۱۰۹) وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۰۹﴾

پس از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید (۱۱۰) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۱۰﴾

گفتند آیا به تو ایمان بیاوریم و حال آنکه فرومایگان از تو پیروى کرده‏اند (۱۱۱) قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَکَ وَاتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ ﴿۱۱۱﴾

[نوح] گفت به [جزئیات] آنچه مى‏کرده‏اند چه آگاهى دارم (۱۱۲) قَالَ وَمَا عِلْمِی بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿۱۱۲﴾

حسابشان اگر درمى‏یابید جز با پروردگارم نیست (۱۱۳) إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ ﴿۱۱۳﴾

و من طردکننده مؤمنان نیستم (۱۱۴) وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۱۱۴﴾

من جز هشداردهنده‏اى آشکار [بیش] نیستم (۱۱۵) إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِیرٌ مُّبِینٌ ﴿۱۱۵﴾

گفتند اى نوح اگر دست برندارى قطعا از [جمله] سنگسارشدگان خواهى بود (۱۱۶) قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ یَا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ ﴿۱۱۶﴾

گفت پروردگارا قوم من مرا تکذیب کردند (۱۱۷) قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ ﴿۱۱۷﴾

میان من و آنان فیصله ده و من و هر کس از مؤمنان را که با من است نجات بخش (۱۱۸) فَافْتَحْ بَیْنِی وَبَیْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِی وَمَن مَّعِی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۱۱۸﴾

پس او و هر که را در آن کشتى آکنده با او بود رهانیدیم (۱۱۹) فَأَنجَیْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ ﴿۱۱۹﴾

آنگاه باقى‏ماندگان را غرق کردیم (۱۲۰) ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِینَ ﴿۱۲۰﴾

قطعا در این [ماجرا درس] عبرتى بود و[لى] بیشترشان ایمان‏آورنده نبودند (۱۲۱) إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۱۲۱﴾

و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‏ناپذیر مهربان است (۱۲۲) وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۱۲۲﴾

عادیان پیامبران [خدا] را تکذیب کردند (۱۲۳) کَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِینَ ﴿۱۲۳﴾

آنگاه که برادرشان هود به آنان گفت آیا پروا ندارید (۱۲۴) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۲۴﴾

من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم (۱۲۵) إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ ﴿۱۲۵﴾

از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید (۱۲۶) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۲۶﴾

و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏کنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست (۱۲۷) وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۲۷﴾

آیا بر هر تپه‏اى بنایى مى‏سازید که [در آن] دست به بیهوده‏کارى زنید (۱۲۸) أَتَبْنُونَ بِکُلِّ رِیعٍ آیَهً تَعْبَثُونَ ﴿۱۲۸﴾

و کاخهاى استوار مى‏گیرید به امید آنکه جاودانه بمانید (۱۲۹) وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ ﴿۱۲۹﴾

و چون حمله‏ور مى‏شوید [چون] زورگویان حمله‏ور مى‏شوید (۱۳۰) وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِینَ ﴿۱۳۰﴾

پس از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید (۱۳۱) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۳۱﴾

و از آن کس که شما را به آنچه مى‏دانید مدد کرد پروا دارید (۱۳۲) وَاتَّقُوا الَّذِی أَمَدَّکُم بِمَا تَعْلَمُونَ ﴿۱۳۲﴾

شما را به [دادن] دامها و پسران مدد کرد (۱۳۳) أَمَدَّکُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِینَ ﴿۱۳۳﴾

و به [دادن] باغها و چشمه‏ساران (۱۳۴) وَجَنَّاتٍ وَعُیُونٍ ﴿۱۳۴﴾

من از عذاب روزى هولناک بر شما مى‏ترسم (۱۳۵) إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ ﴿۱۳۵﴾

گفتند خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما یکسان است (۱۳۶) قَالُوا سَوَاء عَلَیْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَکُن مِّنَ الْوَاعِظِینَ ﴿۱۳۶﴾

این جز شیوه پیشینیان نیست (۱۳۷) إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِینَ ﴿۱۳۷﴾

و ما عذاب نخواهیم شد (۱۳۸) وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ ﴿۱۳۸﴾

پس تکذیبش کردند و هلاکشان کردیم قطعا در این [ماجرا درس] عبرتى بود و[لى] بیشترشان ایمان‏آورنده نبودند (۱۳۹) فَکَذَّبُوهُ فَأَهْلَکْنَاهُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۱۳۹﴾

و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‏ناپذیر مهربان است (۱۴۰) وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۱۴۰﴾

ثمودیان پیامبران [خدا] را تکذیب کردند (۱۴۱) کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ ﴿۱۴۱﴾

آنگاه که برادرشان صالح به آنان گفت آیا پروا ندارید (۱۴۲) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۴۲﴾

من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم (۱۴۳) إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ ﴿۱۴۳﴾

از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید (۱۴۴) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۴۴﴾

و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏کنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست (۱۴۵) وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۴۵﴾

آیا شما را در آنچه اینجا دارید آسوده رها مى‏کنند (۱۴۶) أَتُتْرَکُونَ فِی مَا هَاهُنَا آمِنِینَ ﴿۱۴۶﴾

در باغها و در کنار چشمه‏ساران (۱۴۷) فِی جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ ﴿۱۴۷﴾

و کشتزارها و خرمابنانى که شکوفه‏هایشان لطیف است (۱۴۸) وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِیمٌ ﴿۱۴۸﴾

و هنرمندانه براى خود از کوهها خانه‏هایى مى‏تراشید (۱۴۹) وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا فَارِهِینَ ﴿۱۴۹﴾

از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید (۱۵۰) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۵۰﴾

و فرمان افراطگران را پیروى مکنید (۱۵۱) وَلَا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ ﴿۱۵۱﴾

آنان که در زمین فساد مى‏کنند و اصلاح نمى‏کنند (۱۵۲) الَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَلَا یُصْلِحُونَ ﴿۱۵۲﴾

گفتند قطعا تو از افسون‏شدگانى (۱۵۳) قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ ﴿۱۵۳﴾

تو جز بشرى مانند ما [بیش] نیستى اگر راست مى‏گویى معجزه‏اى بیاور (۱۵۴) مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآیَهٍ إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۱۵۴﴾

گفت این ماده‏شترى است که نوبتى از آب او راست و روزى معین نوبت آب شماست (۱۵۵) قَالَ هَذِهِ نَاقَهٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَکُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿۱۵۵﴾

و به آن گزندى مرسانید که عذاب روزى هولناک شما را فرو مى‏گیرد (۱۵۶) وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذَابُ یَوْمٍ عَظِیمٍ ﴿۱۵۶﴾

پس آن را پى کردند و پشیمان گشتند (۱۵۷) فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِینَ ﴿۱۵۷﴾

آنگاه آنان را عذاب فرو گرفت قطعا در این [ماجرا] عبرتى است و[لى] بیشترشان ایمان‏آورنده نبودند (۱۵۸) فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۱۵۸﴾

و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‏ناپذیر مهربان است (۱۵۹) وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۱۵۹﴾

قوم لوط فرستادگان را تکذیب کردند (۱۶۰) کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِینَ ﴿۱۶۰﴾

آنگاه برادرشان لوط به آنان گفت آیا پروا ندارید (۱۶۱) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۶۱﴾

من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم (۱۶۲) إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ ﴿۱۶۲﴾

از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید (۱۶۳) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۶۳﴾

و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏کنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست (۱۶۴) وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۶۴﴾

آیا از میان مردم جهان با مردها در مى‏آمیزید (۱۶۵) أَتَأْتُونَ الذُّکْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ ﴿۱۶۵﴾

و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفریده وامى‏گذارید [نه] بلکه شما مردمى تجاوزکارید (۱۶۶) وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْوَاجِکُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ ﴿۱۶۶﴾

گفتند اى لوط اگر دست برندارى قطعا از اخراج‏شدگان خواهى بود (۱۶۷) قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ یَا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ ﴿۱۶۷﴾

گفت به راستى من دشمن کردار شمایم (۱۶۸) قَالَ إِنِّی لِعَمَلِکُم مِّنَ الْقَالِینَ ﴿۱۶۸﴾

پروردگارا مرا و کسان مرا از آنچه انجام مى‏دهند رهایى بخش (۱۶۹) رَبِّ نَجِّنِی وَأَهْلِی مِمَّا یَعْمَلُونَ ﴿۱۶۹﴾

پس او و کسانش را همگى رهانیدیم (۱۷۰) فَنَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِینَ ﴿۱۷۰﴾

جز پیرزنى که از باقى‏ماندگان [در خاکستر آتش] بود (۱۷۱) إِلَّا عَجُوزًا فِی الْغَابِرِینَ ﴿۱۷۱﴾

سپس دیگران را سخت هلاک کردیم (۱۷۲) ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ ﴿۱۷۲﴾

و بر [سر] آنان بارانى [از آتش گوگرد] فرو ریختیم و چه بد بود باران بیم‏داده‏شدگان (۱۷۳) وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِینَ ﴿۱۷۳﴾

قطعا در این [عقوبت] عبرتى است و[لى] بیشترشان ایمان‏آورنده نبودند (۱۷۴) إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۱۷۴﴾

و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‏ناپذیر مهربان است (۱۷۵) وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۱۷۵﴾

اصحاب ایکه فرستادگان را تکذیب کردند (۱۷۶) کَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَیْکَهِ الْمُرْسَلِینَ ﴿۱۷۶﴾

آنگاه که شعیب به آنان گفت آیا پروا ندارید (۱۷۷) إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۷۷﴾

من براى شما فرستاده‏اى در خور اعتمادم (۱۷۸) إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ ﴿۱۷۸﴾

از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید (۱۷۹) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿۱۷۹﴾

و بر این [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏کنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست (۱۸۰) وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۸۰﴾

پیمانه را تمام دهید و از کم‏فروشان مباشید (۱۸۱) أَوْفُوا الْکَیْلَ وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ ﴿۱۸۱﴾

و با ترازوى درست بسنجید (۱۸۲) وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ ﴿۱۸۲﴾

و از ارزش اموال مردم مکاهید و در زمین سر به فساد بر مدارید (۱۸۳) وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ ﴿۱۸۳﴾

و از آن کس که شما و خلق [انبوه] گذشته را آفریده است پروا کنید (۱۸۴) وَاتَّقُوا الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالْجِبِلَّهَ الْأَوَّلِینَ ﴿۱۸۴﴾

گفتند تو واقعا از افسون‏شدگانى (۱۸۵) قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ ﴿۱۸۵﴾

و تو جز بشرى مانند ما [بیش] نیستى و قطعا تو را از دروغگویان مى‏دانیم (۱۸۶) وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّکَ لَمِنَ الْکَاذِبِینَ ﴿۱۸۶﴾

پس اگر از راستگویانى پاره‏اى از آسمان بر [سر] ما بیفکن (۱۸۷) فَأَسْقِطْ عَلَیْنَا کِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۱۸۷﴾

[شعیب] گفت

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *